بعد از اینکه صدای فن کیس جان اذیتم می کرد تصمیم گرفتم دل و رده اش را بریزم روی زمین و تمیزش کنم،در همین گیر و دار یک شئی آبی رنگ نظرم را جلب کرد،کارت بانک تجارت،آن هم توی کیس دربسته ؟چطور رفته بود ؟ ! طفلک

بعد رفتم چند تا کاغذ پیدا کنم که با کمک آن ها کیس را تمیز کنم یک سری کاغذ پیدا کردم که گویا جزوه های دانشگاهی فردی به نام حسن سعادتی بود ،برگه ها را بررسی کردم ببینم برای چه درسی چه مبحثی است، خوب که بررسی کردم  به این نتیجه رسیدم جزوه های من به دو دسته ی اصلی تقسیم می شوند ، دسته اول آنهایی که فقط خودم می فهمم چی نوشته ام

دسته دوم آنهایی که خودم هم نمی فهمم چی نوشته ام

فک کنم دلیل اصلی اینکه من مجرد موندم هم همین باشه !

 

اون وقت استاد گرام یک سری کابل و سوکت بهمون داد گفت اونهایی که بلد هستند طبق رنگ بندی فلان استاندارد کابل ها رو سوکت بزنند نمره مثبت داره

منم چون سطح علمی ام خیلی بالاست نه سوکت زدن بلد بودم نه استاندارد و رنگ بندی ش رو ، اومدم اینو ساختم تا به جای مثبت کلی بهم نمره بده ، اخه رو هنر که نمیشه قیمت و نمره و این چیزا گذاشت که

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر ۱۳۹۴ساعت 12:24  توسط توت فرنگي   |