[در مهمانی شلوغ]

- شما تو دانشگاه چی خوندی؟

+ کامپیوتر

- حاج خانوم اون گوشی رو بیار بدم مَندس! درستش کنه

+ البته اگه مشکلش برنامه ای باشه می تونم کمک کنم

- دیگه خودت درسشو ! خوندی بهتر می دونی یه نگاش کن

+ اینکه کلا روشن نمیشه باید ببرید تعمیرگاه

- عب نداره بلد نیستی درست کنی ولش کن ، مجید پسرم کلاس هفته خیلی از شما دانشجوها بیشتر بلده گوشی درست کنه ، هر بار خراب میشه مجید درست می کنه برام

منتظر موندیم نامبرده بیاد،تشریف فرما شدن گوشی رو گرفت باتریش رو درآورد دوباره انداخت تو گوشی و گوشی رو روشن کرد ! روشن نشد،دوباره همین کار رو تکرار کرد،بازم روشن نشد،گفت بابا باید ببری تعمیرگاه

- باشه باباجان فر فردا می برمش تعمیرگاه،دیدید گفتم پسرم بهتر می فهمه !!!!

[در یک مهمانی دیگر]

- تو که درس خوندی یه نگا به کامپیوتر ما بنداز ببینم چشه

+ یه پیچ گوشتی بدید بازش کنم

- بازش کنی؟ ما تا حالا اصلا اینو باز نکردیم

+ عب نداره،حالا من بازش می کنم مشکل ش رو پیدا می کنم

- خراب نمیشه ؟ خرابش نکنیا

+ خراب که هست !

: بذار بازش کنه بلکه بفهمه دردش چیه

+ این یه قطعه اش سوخته،اسمش کارت گرافیکه،ببرید تعمیرگاه اگر تعمیر نشد باید یکی بخرید

- نه ولش کن ببندش،ما توش عکش شخصی داریم نمی تونم ببرم

+ فقط همین قطعه رو ببرید کافیه،عکس ها تو این نیست

- من گفتم شاید بلدی تعمیرش کنی ، ولش کن ببندش ، تو دانشگاه چیکار می کنید پس شما

+ حالا من بازش کردم یه وقت عکس های شخصی تون پخش نشده باشه ؟؟ 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۵ساعت 19:47  توسط توت فرنگي   |