و من مردی را دیدم برای یک شب نشئگی،دختر 14 ساله اش را یک شب به کسی فروخت.
و من مرد معتادی را دیدم برای اجاره خانه سرماه،یک شب دخترش را دست صاحبخانه پیر و خرفت سپرد.
و من مردی را دیدم در ازای کار نگهبانی که کسی برایش جور کرده بود،دخترش را به همان کس که همسن ش بود، فروخت و آن مرد بعد از یک مدت که سیر شده بود و خسته،دخترک را رها کرد،دخترک خود کشی نکرد،دخترک روزی هزار بار مرد.
و من مردی را دیدم دیگر چیزی برای قمار نداشت،دخترش را گذاشت پای معامله.
و من مردی را دیدم که دختر نداشت،و آنقدر زنش را کتک می زد تا زنش تن فروشی کند،و خودش هماهنگ کننده بود.
و اما من مردی را دیدم که برای سیر کردن شکم زن و بچه اش توی معدن کار می کرد،ماهی یک بار آنها سر می زد.
و اما من مردی را دیدم برای امرار معاش ، ساعت 4 صبح جارو به دست کوچه ها را تمیز می کرد.
و اما تو،تویی که آن بالا هستی،تویی که توی سخنرانی هایت لبخند تحویل دوستانت می دهی،کدامشان را دیده ای؟ جای کدامشان بوده ای؟ آری تو،تو می دانی با شکم گرسنه خوابیدن یعنی چه ؟ تو می دانی مهر ماه برسد و نداشته باشی برای بچه هایت لباس نو و کیف و کفش نو بخری یعنی چه؟ تو می دانی سر ماه برسد و اجاره خانه را نداشته باشی یعنی چه؟ تو می دانی یک زن برای اینکه چند روز از صاحبخانه اش مهلت بگیرد چند بار باید بمیرد و زنده شود؟ تو می دانی وقتی بچه ای پول بخواهد و پدر نداشته باشد،پدر چند بار می میرد؟ چند بار به خود لعنت می فرستد؟ نه تو نمی دانی هیچ وقت ...هیچ...وقت....
+به یک نفر جهت ساختن دو سه تا جیمیل نیازمندیم .فوری.
+ لینک پیشنهادی: برای من یلدایی وجود ندارد.