ننجون گراممان می فرماید :
یک فروند شوهر هم نداریم ، توی این هوای برفی کله صبحی در پی خرید نان بربری عازم کوچه ها شود،بعد از خرید نان ، حسابی لرزش بگیرد،دست به دامن گوشی اش شده و پیامکی ، رایانامه * ای حتی ! برای دلبرش (یعنی من :دی) ، بفرستد که "خانومم،قند عسلم،خیلی سردم شده،به گرمای دستات و نفست و این صوبتا نیازمندم،برسون خودت رو " ، و ما نیز بسی ذوق برمان دارد که پیامی از سوی معشوق برای ما آمده است،فوری LCD (یا حتی LED ) گوشی مبارک را بوسیده ، عصا به دست به سوی عجیجمان حرکت بنماییم.در میانه راه هی برایش پیام های عشقولانه بفرستیم تا دلگرم شوذ که کسی توی راه دلواپسش می باشد،آن وقت که به عجیجمان رسیدیم لباس های گرمش را از بقچه در آورده و بر تن نازنین اش پروف(درست گفتم ؟) بنماییم،در این حین در یک اقدام ضربتی مقداری برف گلوله کرده و یاد دوران کودکی مان شوهر گرام را گلوله باران بنماییم،آی که چه لذتی دارد ، شکم مبارک عجیجمان را مورد هدف قرار داده و گلوله ای برفی به سویش پرتاب کنم،گلوله برف هم بخورد توی عینک ته استکانی اش (چشممان ضعیف است خو ) ! چهار تا جوان دپرس و افسرده هم ما را ببینند بلکه برایشان درس عبرت شود و عاشقانه زندگی کنند ! حیف که آن یک فروند را نداریم و الا بقیه ماجرا براه می باشد :دی ! هعییییییی
* رایانامه به معنای ایمیل می باشد :دی
+ طرح زن و شوهر نقاشی شده از مژده عزیز.