تو بازی وسطی همیشه حرف اول رو می زدم،هر وقت می خواستیم بازی کنیم،همه دوست داشتن من توی تیمشون باشم،خیلی ریزه میزه بودم،سرعت عملم خوب بود،مثلا یارهام می سوختن و تنها می شدم،ونمی تونستمم گل بگیرم که،اونقدر جاخالی می دادم تا امتیاز بگیرم.درسته بچه های الان همونقدر که ما اون بازی ها رو دوست داشتیم و شوق و ذوق می کردیم،بازی های کامپیوتری الان رو دوست دارن ،اما یه کم دقت کنیم،اون بازی های تیمی خیلی لذت داشت برای ما،طوریکه اون بازی ها برای ما خاطره ساز می شد،دور هم جمع شدن و بازی کردن هاش همش خاطره سازی بود،خوبیش این بود که بازی ها کم بود و محدود،کل بازی ها شاید سر جمع ده بیست تا بوداما الان کلی بازی کامپیوتری هست،به نظرتون این بازی ها هم خاطره ساز میشه؟مثلا بچه های الان سالها بعد میان و می شینن برای هم از این بازی ها تعریف می کنن؟
+البته این نکته هم هست که این روزها دیگه بعضی از اون بازی ها رو نمیشه انجام داد به خاطر محیط هایی که زندگی می کنیم،محدودیت های آپارتمان ها و...
+بهترین بازی که دوست داشتم و توش خیلی شور و هیجان برای من داشت اسم فامیل بود.
+اگه خاطره ای از بازی های دوران کودکیتون دارید،شیطنت ها،سوتی ها،یا هر چیزی که خاطرات کودکی رو زنده می کنه،بگید.خوشحال می شم دور هم چند لحظه ای خوش باشیم.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۰ساعت 16:54  توسط توت فرنگي   |