گاهی وقتها دلم می خواهد یک دل سیر بخوابم،گاهی وقتها دلم می خواهد شب را تا دیر وقت بیدار باشم و صبح زود هم بیدار شوم،آدم است دیگر یک وقتهایی دلش یک چیزهایی می خواهد،مثلا نماز را گاهی وقتها می خوانم اما آن گاهی وقتها را از روی عشق می خوانم نه عادت روزمره،با دلم می خوانم نه با زبانم،با عشق زمزمه می کنم نه آن طور که بنشینم و حفظ کردنی ها یم را مثل طوطی تکرار کنم...

شعر نوشت:روی به محراب نهادن چه سود؟دل به بخارا و بتان طراز / ايزد تو وسوسه ی عاشقی از تو پذيرد، نپذيرد نماز

+ دانلـــود

+ تشکر از کلاکی عزیز،نوشته های توی هدر دستخط قشنگ ایشون هست.
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۱ساعت 20:34  توسط توت فرنگي   |