
تولد ریما ست،همونی ریمای مهربون که بودنش دلخوشی خیلی هاست،برای من یه دوست خوبه،یه دوست خوب و مهربون که خیلی وقتها بی خبر می ذاره میره،نمی دونم چرا وقتی نیست همش دلشوره دارم،اونقدری نگران میشم که وقتی میاد کلی سرش داد می زنم تا دوباره بی خبر نذاره و نره،ولی مگه گوش میده ؟ نه بازم بی غبر غیبش می زنه،منم که پر رو هستم از رو نمی رم و بازم دعواش می کنم !
حرفهای برای گفتن زیاد دارم ریما ولی می دونم که می دونی....پس نمی گم....
تولدت مبارک....