يكي از چيزهايي كه آزارم مي داد بيلبورد هايي كه روشون بنر تسليت بود،شما تصور كن از تاكسي پياده مي شدم مي ديدم رو برو يه تابلو 3 متر در 4 متر زدن كه فولاني ما را در غم خود شريك بدانيد،از طرف آقاي فولاني،از اونجا تا وسط شهر كه مي رفتم بين راه كلي از اين بيلبوردها بود كه روشون بنر تسليت بود،اين چيزها به نظر من يه بار رواني منفي به ادم منتقل مي كنه،مردم هزار و يك مشكل دارن،اين چيزها رو هم همش ببينند خو ديگه واويلا،از اون طرف هم از نظر من اين چيزها اسراف حساب ميشه.يه بنر سه در چهار به قيمت چاپخونه هاي شهر ما ميشه 60 هزار تومن،اجاره ده روزه بيلبورد هم 100 هزار تومن!!يه نامه نوشتم و انداختم توي صندوق فرمانداري،جواب ندادند،چند بار ديگه نوشتم جواب ندادند،يه بار ديگه نوشتم و اين بار كلي از مردم امضا گرفتم،از يه سري معلم ها و كارمند هاي شهر،نامه رو دادم شهرداري،چند روزي گذشت و جواب دادند،گفتن فولان تاريخ بيا براي صحبت.گفتم كسايي كه كه كارشون معرفي دين و تبليغ دين هست فقط بلدن به مردم روضه خوندن براي امام حسين و ابولفضل و... يا دعا كردن براي اومدن مهدي رو ياد بدن،من هم كه نمي تونم برم به تك تك مردم بگم كه آي مردم همين كه كلامي به كسي تبريك يا تسليت بگيد كافيه،ديگه لازم نيست براي چاپلوسي وسط شهر بنر بزني و پست جديد آقاي فولاني رو تبريك بگي !!! اما شما كه اختيارات داريد مي تونيد با يه سري دستورات جلوي اين اسراف ها رو بگيريد.چند دقيقه اي حرف زديم.گفتند جلسه مي ذاريم مطرح مي كنيم ببينيم چي ميشه.چند روز پيش خبر دادن كه به شركت هاي تبليغاتي ابلاغيه زدن كه ديگه كسي اجازه نداره روي بيلبورد هاي توي شهر بنر تسليت يا تبريك نصب كنه.كلي خوشحال شدم.بعضي جاها مردم رو بايد مجبور كرد.
+خيلي خسته ام،انگاري روحم كيلومترها راه رفته و حالا خسته و كوفته است.