-بارون خيلي تنده،بيا اين كافشنو بپوش زود بريم،سرما مي خوريا

__ ئه چرا درش اوردي؟يالا بپوشش،تو هم خيس ميشي خوب

- ما پسرا كه سرما نمي خوريم،خودت بپوش

__راس ميگي؟ واقن ؟

-اره،تازه الان كه سوار دوچرخه بشيم گرم هم مي شم (بخشي از مكالمه توت فرنگي و ماريا :دي )

+ طوطي گفت شنبه بيا پارك فولان جا،گفتم باشه،رفتم كسي نبود منتظر شدم رضا كوشالشاهي اومد،نيم ساعتي بوديم،هم حرف زديم هم يخ ! بعد آقا سعيد اومد،بعدش هم خود طوطي با گرماي وجودش و زبان پر از شوخ طبعيش،از يه طرف تلفن جواب مي داد از يه طرف هم با ما حرف مي زد،كمي بوديم بعد عليرضاي مترو اومد، بعد هم مرجان و زويا،و بعدش هم رضا لطيفي ،رفتيم كافي شاپ،حرف زديم،شوخي كرديم،خنديديم،خاطره گفتيم،همه رقمه همه چيز خوب بود،توي كافي شاپ موش هم ديديم ! چند دقيقه بعد موش يك روباه هم اون طرف كافي شاپ ديديم فقط آقا خرسه موند كه خودش رو به ما نشون نداد ! شب خوب و لذت بخش و دوست داشتني اي،با دوستاي گل.ممنون طوطي جان به خاطر همه چيز.راستي من فهميدم طوطي ها خيلي بهتر از توتي ها هستند :دي

++ آقاي مدرنيته با وبلاگ جديد.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۱ساعت 21:59  توسط توت فرنگي   |