گريه كه سن و سال نمي شناسد،گاهي لازم ترين كار است،مثل وقتي كه بعد از ظهر مي روي سراغ سر رسيدت تا روزمره هايت را ثبت كني كه كجا رفتي،كه را ديدي...،مي بيني سر رسيد سر جايش نيست،سراغش را مي گيري،مي فهمي سر رسيدت و سر رسيد هاي سال هاي قبل و هر چه كتاب و دفتر داشتي را انداخته اند دور....حتي آن كتاب هاي تخصصي كه كلي برايش پول داده اي تا براي كنكور اماده شوي....
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۱ساعت 22:16 توسط توت فرنگي
|