- چند تا روستای دور افتاده رو انتخاب کردیم،بعد از ظهر بود که خودم رو به سختی به اونجا رسوندم،یه کم چرخیدم ببینم چطوریه چی دارن چی ندارن، سری چیزها رو نوشتم بعد گفتم بهتره دیگه از خود مردم بپرسم از وضعیت درآمدو وضعیت چاه های کشاورزی و غیره ، از چند نفری پرسیدم خوب جواب دادن، بعد گفتن که الان نزدیک غروبه و دم نونوایی مردم جمع هستن اونجا بهتر میشه اطلاعات جمع کنی !
رفتم دم نونوایی براشون توضیح دادم و همه حرفهای جناب فرماندار رو گفتم که می خوان به شماها رسیدگی کنن ! فرم ها رو از تو کیفم در اوردم و شروع کردم ازشون پرسیدن که وضع چطوره درآمد هاتون محصولات کشاورزی خوب فروش میره یا نه ، خیلی هاشون گفتن اره فروش خوب بوده خدا رو شکر ، یه چند دقیقه ای خوب پیش رفت و خوب جواب دادن تا اینکه یه نفر گفت چن شب پیش اخبار گفته می خوان یارانه بعضی ها رو قطع کنن ! اینو که شنیدن یه کم ساکت شدن بعد یکی شون گفت نکنه آدم فرستادن که آمار ما رو بگیرن مال ما رو قطع کنن ! یکی دیگه گفت توی نیم وجبی می خوای یارانه ما رو قطع کنی ؟ بگیرینش ! هیچی دیگه کیف و فرم ها مصادره شد ، بنده هم در نقش یک کیسه بوکس چند دقیقه ای تاب اوردم !